بديع الزمان فروزانفر

790

شرح مثنوى شريف ( فارسى )

امرى باطل و خلاف نص قرآن كريم است كه بموجب آن ، جنس پرى از وصول بعالم غيب محروم است . براى اطلاع از عقيده‌ى پيشينيان درباره‌ى پرى ، جع : تفسير امام فخر رازى ، طبع آستانه ، ج 8 ، ص 316 - 313 ، كشاف اصطلاحات الفنون در ذيل : جن ، رساله‌ى الغفران ، طبع مصر ، 1903 ، ص 75 ، الوافى بالوفيات ، طبع استانبول ، ج 4 ، ص 174 . نغمه‌هاى اندرون اوليا * اولا گويد كه اى اجزاى لا هين ز لاى نفى سرها بر زنيد * اين خيال و وهم يك سو افكنيد اى همه پوسيده در كون و فساد * جان باقيتان نروييد و نزاد گر بگويم شمه‌اى ز آن نغمه‌ها * جانها سر بر زنند از دخمه‌ها گوش را نزديك كن كان دور نيست * ليك نقل آن به تو دستور نيست اولا : با الف بخوانيد نه با تنوين زيرا تنوين منصوب را پارسيان به صورت الف تلفظ مىكرده‌اند خواه در وصل و خواه در وقف ، در زبان عربى نيز در مورد وقف ، تلفظ آن به صورت الف است و به همين سبب كلمات منصوب را با الف مىنويسند بنا بر آن كه كتابت كلمه تابع حالت وقف است : از دور چو بينى مرا بدارى * پيش رخ رخشنده دست عمدا چون رنگ شراب از پياله گردد * رنگ رخت از پشت دست پيدا المعجم ، طبع بيروت ، ص 192 در كام صبح از ناف شب مشكست عمدا ريخته * زرين هزاران نرگسه بر سقف مينا ريخته خاقان اكبر كز شرف هستش سلاطين در كنف * باران جود از ابر كف شرقا و غربا ريخته ديوان خاقانى ، ص 377 ، 388